عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

512

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

محكم نگاه داشته نشود ، برادر آتشزنه زيرين ( آتشزنه رويين ) پدر آتش است ، و تولّد آن از دو همسر خويشاوند زيانش نرساند ، و ساق پدرش ( آتشزنه رويين ) مادر آن آتش است و پى شده است پى شدنى ، چون آتش آشكار شد آن را در حالى كه بچه‌اى بود در تكه‌اى از پارچه كهنه مايل به سياهى كه نه به اندازه وجبى بود و نه ذراعى ، كفن پوشانيدم و به او ( رفيقم ) گفتم : آتش را به سوى خود بالا ببر و آن را با دم خود زنده كن و روزى رسان ؛ روزيى كه به اندازه باشد و بر بالاى آن آتش ، هيزم نازك قرار بده و باد صبا را به كمك بگير و دو دستت را پوشش آن قرار بده ، سپس چون آتش در هيزم ستبر جريان يافت ، جريانى كه گويى مانند روشنايى بامداد است ، ما آفريننده آن را سپاس داشتيم ، و چون بالا گرفت در حالى كه هر گياه خشكى را مىخورد ، خشك و تر شاخه‌اى را كه جمع مىكنند باقى نگذاشت . 1091 - 1092 هل اسوة . . . ص 382 آيا تو را راه و رسمى است در سرنوشت مردانى كه به خاك افتادند و سرهايشان به خاك سپرده شد ؟ ! و آن برادر عزت و سربلندى ( مرد سر بلند ) چون ديد دوستانش دوتادوتا اطراف وى همانند گياه « اذخر » « 138 » بر خاك افتادند . . . 1093 - ثم أضحوا . . . ص 382 سپس به چاشتگاه رسيدند و گويى برگهاى خشكيده‌اى بودند كه دست باد صبا و دبور ايشان را در مىپيچيد . 1094 - سلام . . . ص 383 درود خدا و رحمت او و روزى او و آسمانى كه پرخير است ( ابرهايى است كه روزى بندگان را فرومىفرستد ، پس سرزمينها را زنده مىكند ، و درخت پاكيزه و سرسبز مىشود ) . 1095 - تسقى . . . ص 383 با چشمه‌سارهايى كه گياه لب آن خرامان است سيراب مىشود و سرزمينهاى شيب‌دار و هموار آن مملو از سيلهاست . 1096 - 1097 ان آيات . . . ص 384 بدرستى كه آيات پروردگار ما آشكار است ، جز شخص كفرپيشه در آن جدال و ترديد

--> ( 138 ) - « اذخر » گياهى است خوش بو كه آن را كوم خوانند . ( منتهى الارب ) . - م .